باز باد صبا در گوش طبیعت غزل میلاد سپیده دم می خواند،باز در جشن میلاد میلاد تو ای اختر فرخنده ، ای ماه فروزان! دامان دشت آلاله ها غرق گل می شود.باز عطر قدوم مباركت همگام با خنكای نسیم شعبانی از پلّكان خانه ی دل هامان رایحه می پاشدوباران رحمت وجودت بر چشمان منتظرمان نور می بارد.پروانه ی وجودمان به شوق تو خود را دیوانه وار به آذین چراغانی ها می كوبد وباز ... اما افسوس...
«طالع و اقبال ما را صد حجاب افتاده است آرزوی وصل تو گویی بر آب افتاده است»
«یامهدی مظلومان! داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است كه باز آیی»
جان در قدمت ریزیم رخ خاك درت سازیم
وقت است كه باز آیی ،وقت است كه باز آیی.
[ یکشنبه 27 مرداد 1387 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| م.هنر ] [عمومی , ] [+]
تبلیغات