تا آفتاب به میانه ی آسمان می رسد، نماز در من می شكفد. نیم روز داغ عاشورا تداعی می شود ونمازی كه سنگ های تفتیده و غبار غم رنگ دشت مؤمن آن بودند. نماز ظهر تو را هنوز و همیشه فرشتگان مرور می كنند .خوبتر از این قامت نمی توان بست عشق را، اشك را و معرفت وسلوك را.تو ركوع می رفتی و تیرها در تن سعید و هانی سجده می كردند. تو در قنوت بودی و تیرهای رسته بر تن یاران،دست های قنوت...نه بال پرواز می شدند.
كربلا را صبوران بصیر ادراك می كنند و هرآن كه در حادثه ها ایستادن نمی داند نامحرم كربلاست.
سیب وعطش
دكترسنگری
[ جمعه 12 بهمن 1386 - 06:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| م.هنر ] [عمومی , ] [+]
تبلیغات